آزادی معنوی

بسوی آزادی از اسارت ها

آزادی معنوی

بسوی آزادی از اسارت ها

۳۰ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

راحل تامین نیاز ها(قسمت دوم)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩وقتى مى‏خواهیم بنیادهاى فکرى جامعه را به هم بریزیم، آیا باید به آن جامعه چیزى بدهیم (ایجاد زمینه‏ها) یا از آن چیزى بگیریم (رفع موانع) یا هر دو کار را داشته باشیم؟

شاید معتقد باشیم آنهایى که نیروى حرکتشان زیاد است و فقط زنجیر به پایشان بسته شده، اگر این زنجیرها و بندها را باز کنند، مى‏توانند حرکت کنند.

پس براى اینکه در جامعه‏اى دگرگونى ایجاد کنیم، لازم نیست چیزى ایجاد کنیم و تنها کافى است «موانع» را برداریم که رسول همین کار را مى‏کرد:

 «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَ الْاغْلالَ الَّتى کانَتْ عَلَیْهِم». اعراف، 157  -اغلال، زنجیرهاست و اصر، بارهاى سنگین. اگر زنجیرها و اصرها را برداریم، حرکت شروع مى‏شود.

شاید معتقد باشیم علاوه بر برداشتنِ موانع، باید به انسان آزادى و آموزش‏هایى داده شود و در درون او آگاهى‏هایى سبز شود که در این صورت‏ دو عنصر «تعلیم یا آموزش» و «ذکر یا یادآورى» لازم خواهد بود. آدمى در یک مرحله به آموزش احتیاج دارد و در مرحله بعد به ذکر و یادآورىِ آنچه به آن آگاه شده، نیازمند است.

بنابر این در یک مرحله باید از انسان چیزهایى را بگیریم که همان زنجیرها و بارهاى سنگین او هستند و در مرحله بعد هم در او نیروهایى را تقویت کنیم و به او آگاهى‏هایى داده شود تا محرک او باشند.


  • 가브리엘 샤리피

مراحل تامین نیاز ها(قسمت اول)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩-🔸مرحله اول، باید دردها را؛ دردهایى که اطراف ما را گرفته، شناسایى و دسته بندى کنیم.

🔸مرحله دوم، شناخت رابطه دردها و نیازها با همدیگر است.

گاهى بدن مرض‏هاى متعددى دارد که در ارتباط با یکدیگر نیستند. دستى شکسته و دندانى خراب شده است. دست شکسته و دندان خراب، با هم رابطه‏اى ندارند و هر کدام علت‏هاى مختلفى دارند.

گاهى مجموعه دردها و مسائل اجتماعى به هم پیوند نمى‏خورند و با هم رابطه‏اى ندارند، ولى گاه مى‏توانیم اینها را به هم ربط دهیم؛ همان طور که «مارکسیست‏ها» اینها را به هم ربط مى‏دهند و بین فقر و روابط تولید و سرمایه‏دارى و الغاء مالکیت و نظارت کارگر بر تولید رابطه برقرار مى‏کنند.

🔸مرحله سوم، انقلاب و دگرگون کردن بنیاد فکرى جامعه است. باید ببینیم‏ براى از بین بردن دردها و تبدیل فسادهایى که در یک جامعه وجود دارد، آیا دگرگون کردنِ روابط تولیدى و نظام تولیدى‏اش کافى است یا این حرکت را باید در جاى دیگرى جستجو کنیم؟ آیا تضاد طبقاتى را آغاز حرکت و انقلابمان قرار دهیم یا درک این تضاد را و در نتیجه عنصر آگاهى را در این حرکت دخالت دهیم یا درک دیگرى جز اینها را؟ اگر عنصر درک و آگاهى در آن دخالت دارد، چگونه این آگاهى را به وجود آورده و پیش بریم؟


  • 가브리엘 샤리피
راه‏هاى تأمین نیازها(قسمت دوم)
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🚩با هدفى که براى خود انتخاب کرده‏ایم، باید ببینیم از کدام یک از این راه‏ها مى‏توانیم استفاده کنیم.
تجربه نشان داد که ما در مجموعه حرکت‏ها و جنبش‏هایمان، از کجا ضربه خورده‏ایم. شیعه از ابتدا هدفى را دنبال کرده و مراحلى را در طول تاریخ خود طى کرده و در هر مرحله هم ضربه‏هایى خورده است. ما مى‏توانیم از این تجربه‏ها و از تجربه خود به دست آوریم که کمبودها کجا هستند و ضربه‏پذیرى‏ها و نقطه ضعف‏ها کجاست؟
مى‏توانیم محاسبه کنیم که این بارِ سنگین، با این پاهاى بى رمق، امکان کشیدنش نیست. مى‏توانیم بفهمیم مادامى که کادرى مشخص نشده، سازماندهى امکان ندارد؛ مخصوصاً در جایى که خیلى‏ها چوب لاى چرخ مى‏گذارند و دهانشان را براى هو کردن باز گذاشته‏اند.
با این توجه، مسائلى که از کنار آنها ساده مى‏گذریم، باز مى‏شوند.

  • 가브리엘 샤리피

راه‏هاى تأمین نیازها(قسمت اول)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩راى این وسعت، نیازهایى به این وسعت را هم باید تأمین کنیم.

تأمین نیازها از چه راه‏هایى است؟

براى تأمین نیازها چهار راه وجود دارد:

تجربه‏

عبرت‏

قدر

آموزش‏

 «تجربه» چیزى است که انسان در جریان عمل به آن مى‏رسد.

 «عبرت» آنجاست که از عمل دیگران بهره‏بردارى کرد.

 «قدر»؛ یعنى اینکه انسان با محاسبه‏ها کارش را شروع کند.

 «آموزش»، برخورد با راه رفته‏هاست. کسانى که در ما جرقه‏ها را روشن مى‏کنند و به ما درس مى‏دهند و در جایى که شاید خودمان نتوانیم محاسبه کنیم یا از عبرت‏ها بهره‏مند شویم، به کمک ما مى‏آیند.

وقتى مى‏خواهیم ساختمانى به پا کنیم، گاهى خودمان «تجربه» مى‏کنیم و مى‏بینیم آنچه را که ساخته‏ایم فرو مى‏ریزد و مى‏فهمیم نمى‏توان به این صورت بنایى به پا کرد، گاهى دیگران شروع کرده‏اند، اما از عهده آن برنیامده‏اند و رها کرده‏اند (عبرت)، گاهى مقدار فشار مصالح را روى قدرت زمین محاسبه مى‏کنیم تا ببینیم امکان بنا در آن هست یا نه؟ (قدر و اندازه‏گیرى) و گاهى هم با «آموزش» دیگران است که راه به پا داشتن ساختمان را فرا مى‏گیریم.


  • 가브리엘 샤리피

شناخت نیازها (قسمت دوم)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🔸مرحله دوُّم، کمبودهایى است که در «ارتباط با دیگران» وجود دارد.

مى‏خواهم با دیگران کار کنم، اما هنوز در برخوردها، روحیه‏ها را نمى‏شناسم.

هنوز مهره‏ها را شناسایى نکرده‏ام و نمى‏دانم بر روى چه کسانى، با چه روشى و در چه پایگاه و محلى کارم را شروع کنم؟ ام القرى و مادر شهر من، جایى که مى‏توانم از آنجا به تمام شهرها رخنه کنم، کجاست؟

🔸مرحله سوّم، کمبودهایى است که در «زمینه محیط» وجود دارد.

در محیطى که مى‏خواهم کار کنم، تناقض‏ها و اختلاف‏ها و مزاحمت‏هایى وجود دارد. وحدت و یکپارچگى کم است. کمبود تسامح و تفاهم احساس مى‏شود. اینها را چگونه حل کنم؟

آن همت بلند در رابطه با همه افراد و همه نسل‏ها و نظامى که بر انسان و جامعه و هستى وجود دارد، این نیازها و کمبودها را به همراه خواهد داشت.


  • 가브리엘 샤리피

شناخت نیازها(قسمت اول)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩اگر مقصد را پیدا کردیم و خواستیم آن را در خود و در جامعه خود تحقق دهیم؛ آن هم مقصدى با «وسعتى» که حتى نسل‏ها را در بر مى‏گیرد و «عمقى» که حتى تکامل را پشت سر مى‏گذارد و در خودش غرق مى‏کند و «روشى» که چرخاندن و غلطاندن و به دوش کشیدن و اینکه آدم‏ها را خوب تربیت کند، نیست، بلکه زمینه تربیت خوب آنها را فراهم مى‏کند. این چنین رسالتى و این چنین هدفى که از محدوده ما گذشته و از آن سطح بالاتر آمده، نیازها و کمبودها و مقدماتى دارد.

این نیازها و کمبودها در چه زمینه‏هایى است؟

🔸مرحله اوّل، کمبودهایى است که در «خود من» وجود دارد.

این درست است که من استعداد و مواد خام نسل‏هاى مستمر را دارم، ولى این مواد خام باید شکل بگیرند. من به اندازه‏اى توان دارم که مى‏توانم، نه تنها ملت ایران، بلکه تمام جهان را عهده‏دار باشم، ولى این مایه و توانایى در من شکل نگرفته است. هنوز بینش و بنیاد فکرى من شکل نگرفته و آگاهى‏ها و استعدادهایم وبال من شده، هنوز ثبات و قدرت روحى پیدا نکرده‏ام و آلت دست دیگرانم، هنوز طرح کلى براى کار خود در دست ندارم.

پس کمبود اول در خود من است. فکر من سازمان نگرفته، قدرت روحى پیدا نکرده‏ام، طرحى در دست ندارم.


  • 가브리엘 샤리피

نیازهاى حرکت‏

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

سخن این است اگر حرکت را پذیرفتیم به چه سمت و سویى مى‏خواهیم برویم؟ مقصدمان چیست؟ آیا مقصد، محدود در خودمان، یا در جمعمان است یا تمامى نسل‏ها را در بر مى‏گیرد؟

مرحله بعد اینکه این مقصد چه عمقى دارد؟ در حد آزادى و عدالت و رفاه است یا با امتداد و ادامه انسان ادامه دارد؟

و مرحله سوم اینکه چه روشى دارد؟ غلطاندن و به دوش کشیدن است یا زمینه‏ساز است براى آنهایى که مى‏خواهند انتخاب کنند؟

وسعت این رسالت و عمق آن و روش آن چیست؟

گفتیم: ارتباط این مقصد، با شناختى است که از انسان به دست مى‏آید و یک چیز ثابت و جامدى نیست. این مقصد در هر حدى باشد، نه تنها در خود ما که در رابطه با دیگران نیز مطرح مى‏شود و انسان براى رسیدن به چنین معناى وسیعى، احتیاج به مقدماتى دارد که باید از آنها گفتگو کنیم.


  • 가브리엘 샤리피

سعى، موضع‏گیرى‏(قسمت دوم)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩آنچه به انسان رفعت مى‏دهد، بسته به مقدار سعى اوست، نه عمل او؛ که عمل وابسته به شرایط و امکانات آدمى است، ولى سعى در هر مقدار از استعداد و توانایى اوست. شاید بعضى‏ها بین سعى و عمل تفکیک نکنند، ولى اینها جدا هستند. در فارسى هم مى‏گوییم: فلانى در عملش سعى مى‏کند؛ که سعى، حالت عمل است، نه خود عمل و آنچه به انسان مربوط است، همین‏ حالت است.

وجود انسان‏هاى متعالى علامت حرکت انسان است. علامت این است که ما هم مى‏توانیم همان مراحل را طى کنیم. شاید شنیده باشید که على (ع) میزان است؛ یعنى ترازوى من است. من دستم را با دست او، عمرم را با عمر او، فکرم را با فکر او بسنجم. تفاوت‏هایى که در میان است مربوط به این است که ما کار نکرده‏ایم و سعى نداشته‏ایم. باید عذرها را در همین جا بریزیم و نگوییم:

نداریم؛ که دارایى مطرح نیست. همان اندازه که داریم اگر خرج کنیم، به قله و اوجى مى‏رسیم که دیگران رسیدند.


  • 가브리엘 샤리피

سعى، موضع‏گیرى‏(قسمت اول)

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

🚩نمونه‏اى از انسان‏ها مى‏توانند حجت بر ما باشند که با دستمان، با چشممان، با فکرمان، با نیروهاى عظیمى که در ما نهفته است، چه کارها که مى‏توانسته‏ایم انجام دهیم و نداده‏ایم! اینها حجت هستند. اینها نمونه هستند.

دلیل بر این هستند که انسان مى‏تواند از آنچه هست و در جایى که قرار دارد، فاصله بگیرد و حرکتى داشته باشد.

هر انسانى مى‏تواند به آن قلّه و اوجى برسد که عالى‏ترین انسان‏ها رسیدند.

مهم مقدار استعدادها نیست تا بگویید ما کمتر از آنها داریم؛ چون آنها با استعدادهاشان به این جریان نرسیده‏اند، وقتى به آن قله و اوج رسیدند که آنچه را داشتند، خرج کردند و به جریان انداختند. ساده‏تر بگویم: آنچه آدمى را بالا مى‏برد، نه سرمایه است و نه عمل که سعى اوست.

سعى، نسبت عمل به سرمایه است و حالتى است در عمل، نه خود عمل.

کسى که مقدارى سرمایه دارد؛ مثلًا صد تومان و از این مقدار، ده تومان بیرون آورده، با کسى که هزار تومان سرمایه دارد و از آن، صد تومان بیرون کشیده است، سعى‏شان یکى است گرچه عمل‏هایشان متفاوت است.


  • 가브리엘 샤리피

عمق و وسعت اهداف‏(قسمت دوم)

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

🚩منى که احساس کرده‏ام قدر و اندازه‏ام بیش از یک بُعد است، به بحران بى‏کارى مى‏رسم، نه بحران کار؛ یعنى من بیش از نیازهاى محدودم هستم.

اینجاست که در بخشى از وجودم؛ یعنى بدنم، لباسم و خوراکم، زیاد مى‏آورم؛ حتى از خودم هم زیادترم، اینجاست که همّتم از خودم بالاتر مى‏رود و هدف و مقصد من، وسیع و گسترده مى‏شود؛ تا حدى که رسول اللَّه (ص) مى‏فرماید:

 «انَا وَ عَلىٌّ ابَوَا هذِهِ الْامَّةِ» 

؛من و على، پدر این امت هستیم. تمامى نسل‏ها در طول تاریخ، فرزندهاى ما هستند و ما عهده‏دار آنها هستیم.

تو هر اندازه در خودت این رابطه را احساس کردى، به همان اندازه بزرگ شده‏اى و مى‏توانى بفهمى چه مقدار خودت را شناخته‏اى. تویى که حاضر نیستى مسئولیت یک نفر را به عهده بگیرى، معلوم مى‏شود که تلقِّى‏ات از خودت در چه سطحى است.

اینکه نمى‏توانى یک خانواده، یک مؤسسه و یا یک محلّه را به دوش بگیرى و از زیر بارش فرار مى‏کنى، این همه وحشت و تزلزل، حتى وحشت از عهده‏دار شدن یک بچه و یا وحشت از ازدواج و ... نشانگر این مسأله است که چقدر محدود به خودت نگاه مى‏کنى و هنوز خودت را درک نکرده‏اى. امّا با شناخت و درک قدر خویش، تا آنجا پیش مى‏روى که حاضر مى‏شوى حتى بار نسل‏ها را هم به دوش کشى و در این حرکت، نه خستگى پیدا کنى و نه غرور، نه احتیاج به تشویق و ترویج داشته باشى و نه حتى از ضربه‏اى که مى‏خورى، واهمه و گریز.


  • 가브리엘 샤리피